تاریخچه

اقبال نهج البلاغه

توسعه نهج‌البلاغه در جهان اسلام
نهج‌البلاغه، همان‌گونه که شریف‌رضی پیش‌بینی کرده بود، از همان ابتدای امر با اقبال و استقبال علما، ادبا و اهل‌فن روبه‌رو شد و در طول هزار سال عمر خود در دسترس دانشمندان و طلاب قرار گرفت. آنان به مطالعه و حفظ آن می‌پرداختند و در خطبه‌ها و خطابه‌ها به آن استناد می‌کردند. و اندیشمندان و محققان بر آن شرح و تفسیر می‌نوشتند و به ترجمة تمام یا بخشی از آن اقدام می‌کردند (دین‌پرور، فصلنامه نهج‌البلاغه، ش2/42).
نهج‌البلاغه به طور کلی مرزهای جهان اسلام را درنوردید. ابن ابی الحدید شارح نهج‌البلاغه که خود بیش از هزار بار نهج‌البلاغه را مطالعه کرده می‌نویسد:
بسیاری از مورخان و محدثان بسیاری از نهج‌البلاغه را نقل کرده‌اند در حالی‌که شیعه هم نیستند. افزون بر این هرکس که به فن خطابه و سخنوری آشنا باشد و از علم بیان و ذوق و استعداد برخوردار باشد، تشخیص می‌دهد که این سخن در چه سطحی از بلاغت قرار دارد. وقتی نهج‌البلاغه را مطالعه می‌کنید، درمی‌یابید که همه آن یک نفس و یک آهنگ و یک اسلوب است، مانند جسمی بسیط که همة آن یکسان است و مانند قرآن کریم…از یک منبع سرچشمه گرفته و با یک روش و فن و نظم پدید امده است (همان، به نقل از ابن ابی‌الحدید)..
شریف رضی پس از اتمام کتاب نهج‌البلاغه نسخه دست‌نویس آن‌را در کتابخانه خود در بغداد قرار داد و برخی از شارحان متقدم نهج‌البلاغه مانند ابن ابی الحدید و علامه قطب راوندی آن نسخه را دیده و از آن بهره برده‌اند و نسخه‌نویسان نیز نسخه‌های متعددی از آن‌را نوشتند که در سراسر جهان اسلام منتشر شد. به‌گونه‌ای که می‌توان گفت قبل از اختراع صنعت چاپ، کتاب نهج‌البلاغه یکی از پرتیراژترین کتاب‌های دوران بوده است. نکتة مهم در نسخه‌های برجای مانده از نهج‌البلاغه، اجازاتی است که بر آن‌ها نوشته شده‌است (پیشین).
اجازه‌نویسی از سنت‌های مهمی است که در علم حدیث وجود دارد. بدین معنی که حدیث روایت شده را در یک نظام مشخص و مستند تدوین می‌کردند. زیرا هر حدیث نقل شده نمی‌تواند قابل وثوق باشد. سید عبدالزهرا خطیب در کتاب مصادر نهج‌البلاغه نوزده اجازه بر نهج‌البلاغه نقل می‌کند که این خود دلیلی بر مستند بودن نسخه‌های به دست آمده از نهج‌البلاغه است.
نهج‌البلاغه از همان زمان صدور مورد تدریس قرار گرفت. عده‌ای از علما و محدثین نهج‌البلاغه را از شریف‌رضی(ره) روایت کرده‌اند. بدین‌ترتیب رضی خود نهج‌البلاغه را برای شاگردانش تدریس می‌کرده است.
ویژگی‌ ممتاز نهج‌البلاغه
شاید بتوان مدعی شد برجسته‌ترین ویژگی نهج‌البلاغه، گسترة موضوعی وسیعی است که صاحب نهج‌البلاغه با تکیه بر دانش وسیع و علم لدنی خود به آن‌ها پرداخته است. سخنان امام گاه همچون یک فیلسوف موضوعات دقیق فلسفی و کلامی را به میدان می‌کشد و گاه همچون پدری مهربان و دلسوز فرزند و فرزندان خود را نصیحت کرده و آیین زندگی را به آنان می‌آموزد. گاه در جایگاه یک حاکم مقتدر، فرماندار خود را به ولایت‌های مختلف می‌فرستد و دستورالعمل‌هایی شامل آیین حکمرانی به آن‌ها ارائه می‌دهد که به ریز مسائل اداری و مدیریتی پرداخته و فرماندار خود را متوجه تمامی مسائل پیش رو می‌نماید. گاه چون یک فرماندة نظامی مسائل نظامی را با سپاهیان خود در میان می‌گذارد و گاه چون یک مصلح اجتماعی مشکلات اجتماعی را به مردم گوشزد کرده و آن‌ها را در جهت رفع مشکلات ترغیب می‌کند.
استاد مطهری: سخن هرکس به همان دنیایی تعلق دارد که روح گوینده‌اش به آنجا تعلق دارد؛ طبعا سخنی که به چندین دنیا تعلق دارد، نشانگر روحیه‌ای است که در انحصار دنیای خاصی نیست.
استاد مطهری در یک تقسیم‌بندی کلی موضوعات نهج‌البلاغه را به بخش‌های زیر تقسیم کرده است:
خداشناسی، عبادت و سلوک، حکومت و عدالت، اهل‌بیت و خلافت، حماسه و شجاعت، ملاحم و مغیبات، شکایت و انتقاد از مردم زمان (مردم شناسی)، اصول اجتماعی، اسلام و قرآن، اخلاق و تهذیب (مطهری، مجموعه آثار، ج16/372).
استاد لبیب بیضون در کتاب تصنیف نهج‌البلاغه، 9باب، 49 فصل و 425 موضوع را در تقسیم‌بندی خود گنجانده‌ است ؛ و موضوع‌بندی نهج‌البلاغه تصحیح و طبع بنیاد نهج‌البلاغه، چهارده موضوع اصلی و بیش از 500 موضوع فرعی را در خود گنجانده‌است .
اگر هریک از این تقسیم‌بندی‌ها را مدنظر قرار دهیم، این نکته به‌دست می‌آید که آن‌چه در یک نظام ارزشی نهفته است، یعنی تبیین مسائل و راهکارهای کلی در موضوعات سیاست و حکومت، اقتصاد، آموزش و پرورش، مدیریت، حقوق، عدالت و علوم اجتماعی؛ در نهج‌البلاغه تبیین شده‌است؛ به‌طوری‌که متخصصان حوزه‌های موضوعی گوناگون می‌توانند با مراجعه به این کتاب مبانی نظری هریک از این مباحث را تدوین و بر اساس آن، مدل و الگویی برای شرایط حال فراهم آورند.
برخی امتیازهای نهج‌البلاغه
نهج‌البلاغه دارای امتیازهای ویژ‌ه‌ و منحصر به فردی است که به برخی از این موارد اشاره می‌کنیم:
جامعیّت
همان‌گونه ‌که پیشتر اشاره شد، گسترة موضوعی مباحث نهج‌البلاغه بسیار وسیع است. در نهج‌البلاغه از دقیق‌ترین مباحث علمی تا مواعظی که ساده‌ترین و امَی‌ترین افراد را مخاطب قرار می‌دهد، می‌توان سراغ گرفت. به‌عبارتی نهج‌البلاغه همة گونه‌های افراد بشر را در هر سطح از نیازمندی پوشش می‌دهد؛ یعنی اگر فیلسوفی با نگاه ژرف‌ فلسفی به نهج‌البلاغه نظر افکند، بهرة خویش را از این کتاب می‌برد، همان‌گونه که یک فقیه و اصولی می‌تواند مطلوب خود را از آن به‌دست آورد؛ درعین‌حال که یک فرد ساده و معمولی نیز می‌تواند با مطالعة نهج‌البلاغه بر حسب نیاز خود بهره وافی را ببرد. استاد مطهری در بیان جامعیّت نهج‌البلاغه می‌گوید:
از امتيازات برجسته سخنان اميرالمؤمنين كه به نام «نهج‌البلاغه» امروز در دست ماست اين است كه محدود به زمينه خاصى نيست. على به تعبير خودش تنها در يك ميدان اسب نتاخته است، در ميدآن‌هاى گوناگون- كه احياناً بعضى با بعضى متضاد است- تكاور بيان را به جولان آورده است. نهج‌البلاغه شاهكار است اما نه تنها دريك زمينه مثلًا موعظه يا حماسه يا فرضاً عشق و غزل يا مدح و هجا و غيره، بلكه در زمينه‏هاى گوناگون كه شرح خواهيم داد. اينكه سخن شاهكار باشد ولى در يك زمينه، البته زياد نيست و انگشت شمار است ولى به هر حال هست. اينكه در زمينه‏هاى گوناگون باشد ولى در حد معمولى نه شاهكار، فراوان است، ولى اينكه سخنى شاهكار باشد و در عين حال محدود به زمينه خاصى نباشد از مختصات نهج‌البلاغه است (مطهری، مجموعه آثار، ج16/373).
جاودانگی
مباحث مطرح شده در کتاب نهج‌البلاغه، ظرف زمان و مکان را درنوردیده و در هر حال برای افراد قابل استفاده است و این یکی از ویژگی‌های خاص نهج‌البلاغه است و می‌توان ادعا کرد که آثار دیگر، گرچه ممکن است در زمان خود با اقبال مواجه شده باشند، اما هیچکدام برای هر عصر و نسل مورد استفاده نبوده است. ریشة این مبحث را می‌توان در علم الهی صاحب نهج‌البلاغه جست. از آنجا که ریشه علم صاحب نهج‌البلاغه مبتنی بر علم لدنی و وحی است، ازاین‌رو محصول آن نیز با علوم دیگران متفاوت است. زیرا در علم الهی و قرآنی یقین بر شک مقدم است؛ درست نقطه مقابل دستاوردهای بشری که از شک شروع می‌شود و با تجربه فرضیه‌های آدمی اثبات یا رد می‌شود. این مسئله منشاء تفاوت میان علم الهی و علم بشری است که خداوند سبحان علم خویش را به اولیای خاص خودش منتقل نموده است (فلاطوری، فصلنامه نهج‌البلاغه، ش2/ 104).
بر این اساس علم صاحب نهج‌البلاغه به‌گونه‌ای است از اصالت ذاتی برخوردار است و به عنوان قانون در بستر زمان جاری می‌شود. ازاین‌رو نهج‌البلاغه متعلق به زمان خاصی نبوده و کلامی جاودانه است.
واقع گرایی
یکی دیگر از ویژگی‌های نهج‌البلاغه واقع‌گرایی آن است که البته با ویژگی جاودانگی در ارتباط بوده اما خود به‌عنوان یک ویژگی از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار است. چرا کلام امام این‌گونه است؟ امیرمؤمنان(ع) با واقعیت‌های جهان هستی ارتباطی تنگانگ برقرار کرده‌است. این ارتباط را می‌توان در سه بخش طبقه‌بندی ‌کرد:
– ارتباط امام با خدا: امام تجسم یافتة قرآن است و شناخت او دربارة قرآن و ایمان در حد اعلایی قرار گرفته‌است. امام در پاسخ به سؤال ذعلب یمانی که پرسید: آیا پروردگارت را دیده‌ای؟ فرمود:
آيا چيزى را كه نبينم، مى‏پرستم…چشم‌ها او را به عيان نتوانند ديد، ولى، دل‌ها به ايمان حقيقى دركش كنند (نهج‌البلاغه، خطبه187).
– ارتباط امام با جهان هستی: امیرمؤمنان(ع) همه اجزا و روابط موجود در جهان هستی را آیات و نشانه‌های خداوند تلقی می‌کند و مطابق با دستور قرآن مردمان را به شناخت و آگاهی از جهان هستی فرامی‌خواند. به‌عنوان نمونه امام در مورد دنیا مطالبی را بیان می‌کند از جمله:
إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّى مَلَائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ اكْتَسَبُوا فِيهَا الرَّحْمَةَ وَ رَبِحُوا فِيهَا الْجَنَّةَ؛ دنيا براى كسى كه گفتارش را راست انگارد، سراى راستى است و براى كسى كه حقيقت آن را دريابد، سراى عافيت است و براى كسى كه از آن براى آخرتش توشه برگيرد، سراى توانگرى است و براى كسى كه از آن پند پذيرد، سراى اندرز و موعظه است. دنيا نمازگاه دوستان خداست، مصلاى ملايكه خداست، محل نزول وحى خداست، بازارگاه دوستان خداست كه در آن كسب رحمت كنند و سودشان بهشت است (همان، حکمت126).
ازاین‌رو ارزش دنیا مطابق با برداشتی است که فرد از دنیا دارد، این مطلب به‌مثابه قانون همیشه صادق است.
– ارتباط امام با انسان‌ها: این رابطه با در نظر گرفتن هویت و خصوصیت‌های انسان‌ها قابل درک و توضیح است. از دیدگاه الهی انسان موجودی است که در بالاترین اهداف آفرینش منظور نظر خداوندی بوده و مادامی‌که او خود را با اختیار خود از مجرای حیات، که چشمه‌سار جاری به اقیانوس ابدیّت است بیرون نیاورده، از همه جهات باید مورد احترام و نوازش قرار گیرد. بر این اساس امام ارشادهای خود را با در نظر گرفتن بیان واقعیت با اصول و قوانین بنیادین صورت می‌دهد (جعفری تبریزی، فصلنامه نهج‌البلاغه، ش13/126).
این قوانین جهان شمول بوده و تمام ابنای بشر را بر مبنای فطرت الهی و گرایشهای فطری مورد توجه و تذکار قرار می دهد. از این‌رو با توجه به ارتباط سه‌گانه ای که ذکر شد، کلام امام مطابق با واقعیت است.
فصاحت و بلاغت
نثر نهج‌البلاغه آمیزه‌ای از نثر ساده و مرسل و نثر آهنگین و مسجع است که به مقتضای حال شنونده ایراد شده‌است. در حقیقت امیرمؤمنان(ع) با توجه به نیاز مخاطب نوع گفتار خویش را انتخاب کرده و شیوه سخن را برگزیده است. آنجا که نیاز به گزیده‌گویی است با کم‌ترین الفاظ بالاترین معانی را به خدمت گرفته، چنان‌که در بیانی فرمود: تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا؛ سبكبار شويد تا برسيد. سیدرضی در عظمت این کلام می‌نویسد:
اين كلام بعد از كلام خدا و كلام رسول‌اللّه (ص) با كلام هركس كه سنجيده شود افزون آيد و بر او پيشى گيرد. عبارت: «سبكبار شويد تا برسيد» عبارتى است با كلمات اندك و معانى بسيار. كلام ژرف و سرشار از حكمت؛ و گاه به مقتضای حال سخن را به درازا کشانده و در هر دو حال، مقتضای کلام بر این بوده است (نهج‌البلاغه، خطبه21).
کاربرد به‌جا و نیکوی آیات قرآن، تمثیل، بهره‌گیری مناسب از اشعار خود و دیگران، و همچنین استفاده مطلوب از فنون ادبی و ظرایف بلاغی، عناصری است که کلام را در اوج فصاحت و بلاغت قرار می‌دهد. بهترین کلام در مورد ویژگی کلام امیر، بیان خود اوست که فرمود:
وَ إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْكَلَامِ وَ فِينَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَيْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُه‏ (نهج‌البلاغه، خطبه224)؛ ما اميران سخنيم، سخن در ما ريشه دارد و شاخه‏هايش بر سر ما سايه افكنده.